مفضل بن سعد مافروخى اصفهانى ( مترجم : حسين بن محمد آوى )
82
محاسن اصفهان ( فارسى )
جمع ، و همچنان نداى هل من مزيد شنوند . شش در معلق بر آنكه با هشت در بهشت ، شش در شرف بازد ، و هفت در آسمان را از خجلت خوارى به آستانهء زمين اندازد ، اساسى چنين محكم و استوار ، و بنايى بدينسان حصين و پايدار ، خزانهء دانههاى عمان ميان خانههاى آن و بر در هر دكان ، مايهء هر دوكان ، بلكه در دو مكان ، مكان سكّان سه كان و چهار اركان ، هر چهار سوى مثمّن آن نشيمن برگزيدهء چهار اركان ؛ يعنى خواجگان معظّم ، و بازرگانان محتشم ، از اطراف آفاق ، و اصناف اهل عراق . و فاضلترين سبب از اسباب رجحان اين بازار بر بازارهاى جهان آنكه در يك رستهء آن ، كمتر متاع به اتّفاق آفاق ، و بيشتر وجود خاص در ممالك عراق ، ريسمان و جامههاى كرباسينه مىفروشند ، يك مثقال به سى و شش درم ، و از آن مقنع و خاز مىبافند كه يك خروار قماش از آن به قيمت ده خروار حرير زربفت مصر و ديگر سواد اعظم ، زيادت مىآيد ، و بر مصداق اين دعوى ، بندهء مترجم ، عيان و رأى العين گواه دارد ، نه خبر كاذب و قول مين كه روزى در تتبّع و استقراى اين قضيّه ، به تحقيق برخى از نرخى از اين متاع غريب ، مشغول به حضور چند خواجهء بزّاز معتمد ، يك دو شخص استادان اين صنعت حاضر بودند ، و يك جفت مقنع كنفى در دست ، از ايشان استدعا رفته ، و به تفرّج مشغول ، از كيفيّت مثمن و كميّت ثمن در اخذ و اعطا استفسارى مىرفت ، بعد از تمام و قعود و قيام ، و سخت و سست در كلام گفت : « يك سخن ، وزن اين هر دو ، سه مثقال است ، و بر چهار سوى بازار ، پنج شش كدخداى ، هفت روز است تا به ده گونه شفاعت ، به بيست دينار از ما مىخرند ، و ما نمىفروشيم » . چون از طريق قياس ، مشاهد استدلال مىرود ، يك من ريسمان پنبه بر اين قاعده ، به مبلغ دو هزار دينار مىرسد ، و بر اين موجب ، زينجا قياس مىكن با خود ، حساب صد من و هزار من ، بالغا ما بلغ ، ديده اين است كه شنيدى ، و شنيده اضعاف آن . از اصناف معتمدان محترفه و بازرگانان - به تواتر - استماع افتاده است ، و مؤيّد اين معنى و مؤكّد اين دعوى ، صاحب معظّم ، قدوهء اعاظم الأمم ، جلال الوزراء جمال الدّولة و